شما اینجا هستید

تب‌های اولیه

Block title
Block content

محمد صنعتي

فارسی

در آذر ماه 1312 در خانواده‌ای معمولی كه با بهره گیری از اراده قوی كه با قدرت بازوان خستگی ناپذیر خود و فعالیت در امر كشاورزی و باغداری امرار معاش می‌كردند در محله خواجه خضر كرمان پا به عرصه وجود گذاردم، دوران تحصیلات ابتدایی را در مدرسه انوشیروان عادل به اتمام رساندم از شهریور 1324 در كارخانه ریسندگی خورشید كه تنها مجتمع كارگری و تولیدی آن زمان بود به كار مشغول شدم و همراه با كار روزانه به تحصیل شبانه پرداختم توضیح اینكه كارخانه خورشید در حال حاضر به صورت كتابخانه ملی كرمان در خدمت دانش پژوهان می‌باشد.
همانطور كه گفته شد محصول كارخانه خورشید نخ پنبه‌ای جهت صنعت قالی بافی كه در آن زمان كارگاههای قالی بافی شخصی فراوانی در شهر و دهات مجاور وجود داشت تولید می‌كرد در این كارخانه محل مناسبی بود بنام كارگاه آهنگری كه در این كارگاه تنها دستگاههای تراشكاری و جوشكاری موجود در استان كرمان برای تعمیر جزئیاتی از ماشین آلات موجود در كارخانه مورد تعمیر قرار می‌گرفت و چون در آن زمان در سطح استان كارگاههای تراشكاری و جوشكاری نبود در نتیجه همه نیازمندان به تعمیر و جوشكاری ابزار دستگاههای موتوری كه داشتند حتی افراد نادری كه در كرمان اتومبیل سواری داشتند برای رفع مشكلات اتومبیلهای خود می‌بایست به این كارگاه آهنگری مراجعه كنند.
در هر حال چون در آن زمان تعداد بی‌سوادها قابل توجه بود اگر كسی مختصر سوادی داشت در پیشرفت كارش موثر بود من هم با توجه به مختصر اطلاعاتی كه داشتم و كمبود كاملاً چشمگیر افراد فنی تصمیم گرفتم با حمایت چند نفر از افراد و استادان مكانیك و تراشكاری و جوشكاری شاغل در كارخانه خود را از قسمت ریسندگی به كاركاه آهنگری منتقل نمایم با این یادآوری كه معدود استادان شاغل در كارگاه تراشكاری با حسادت بی حد و حصر حاضر به یاد دادن حرفه خود به دیگران را نداشتند تا حدی بین دو نفر خودشان هم اختلاف بود و هر كدام می‌خواستند كار خودشان را بهتر و ارجح تر از دیگران به مسئولین كارخانه نشان دهند با توجه به این استادان، كارگران زیردست می‌بایست مخفیانه و زیر چشمی به انجام كارها بوسیله اساتید توجه و به قول قدیمیها كار را بدزدند در این شرایط توانستم به هر قوت و فنی بود جوشكاری را یاد گرفته و به تنهایی قادر به انجام كارهای جوشكاری باشم تا حدی كه مورد تایید اساتید فنی قرار گرفتم ادامه كار در كارخانه خورشید تا سال 1334 كه این واحد تولیدی به دلیل نفوذ عوامل حزب توده هر چند زمان یك بار به دلایل خاص منجر به اعتصاب كارگران و كارشكنی های دیگر و كاهش تولیدات و در نتیجه ضرر و زیان سهامدارن كارخانه می‌شد این تنها واحد تولیدی كرمان به تعطیلی كشانده شد كه با قطعه بندی قسمتی از اراضی كارخانه و تقسیم بین كارگران در عوض باز خرید آنها به موجب آرای صادره از كمیسیونهای وزارت كار همه كاركنان بیكار شدند تا اینكه بعد از مدتی سازمان تازه تاسیس آب كرمان كه وابسته به شهرداری بود مانده اراضی و ساختمان را خریداری و پرونده كارخانه رسیدگی خورشید برای همیشه بسته شد در این سال من با توجه به تجاربی كه اندوخته بودم به اتفاق یكی از همكاران سابق در مرحله اول كارگاه ریخته گری فلزات چدن و برنز را در كرمان ایجاد و پس از یكی دو سال جداگانه برای اولین مرتبه در كرمان به كار در و پنجره سازی فلزی كه تا آن زمان در كرمان مرسوم نبود با استخدام چند كارگر مجرب كه از تهران آورده بودم مشغول شدم. چون از نظر مالی در مضیقه بودم در سفری كه دكتر اقبال نخست وزیر وقت به كرمان داشت تقاضای مبلغی وام برای توسعه كارهای فنی نمودم با توجه به موافقت درخواستم برای اخذ وام اقدام به خرید یك دستگاه تراشكاری به طول 5/3 متر نمودم در موقعیكه دستگاه به كرمان رسید جرثقیل برای تخلیه در كرمان نبود كه مجبور شدم با توسل به مقامات دولتی برای تخلیه آن از تنها جرثقیل موجود در كرمان كه متعلق به ارتش بود استفاده كنم با توجه به نبود كارگاهی كه تانكرهای سوخت و مخازن آب بسازد پس از مطالعات زیاد از سال 1339 با ساختن دستگاهی كه بتواند ورق آهن مورد نیاز تانكر سازی را نورد كند و یا شكل دهد كه این دستگاه با فكر خودم در كرمان ساختم (كه هنوز هم پس از سالها آن را نگهداری نمودم) شروع به كار ساختن مخازن نفت و گازوئیل و آب نمودم به خاطر اینكه تنها سازنده این مخازن بودم كارم رونق گرفت تا حدی كه طی سالیان متمادی تنها سازنده این مخازن در استانهای كرمان- سیستان و بلوچستان و استان ساحلی بودم تا حدی كه بزرگترین سفارش دهنده مخازن نفت در سه استان یاد شده به كارگاه تانكر سازی سازمان تعاون روستایی بود كه برای تامین سوخت روستاها قراردادهایی منعقد می‌شود كه ناچارا اقدام به ایجاد كارگاه تانكر سازی در شهرهای زاهدان و بندرعباس و بكارگیری تعداد زیادی كارگر نمودم و به خاطر این فعالیتها كمتر روستایی در این سه استان وجود دارد كه مخزن سوخت ساخت كارگاه اینجانب و آرم مخصوص در آن نباشد.
در حاشیه انجام كارهای تولیدی چون در سالهای 1324 تا 1332 اوج فعالیت احزاب و گروههای مختلف در سطح مملكت بود و در كرمان نیز احزاب و جمعیتهای سیاسی فعالیت داشتند و كارخانه خورشید نیز با داشتن 430 نفر كارگر و نفوذ قابل توجه حزب توده و تنها مجتمع كارگری مركز فعالیتهای سیاسی بود من هم در نهضت ملی شدن نفت در صف وطن دوستان و آزادیخواهان طرفدار نهضت ملی ایران به رهبری شادروان دكتر محمد مصدق قرار گرفتم و به خاطر سخنرانیهای متعدد در سه روز 25 تا 28 مرداد 1332 پس از پیروزی كودتا گران از طرف فرماندار نظامی به اتهام مبارزه علیه شاه و درباریان بازداشت شدم و پس از چند روز با انتشار اطلاعیه فرمانداری نظامی و دعوت مردم كرمان به حضور در مسجد جامع همراه با حضور سی نفر دیگر سوگندمان دادند و تعهد گرفتند با قید اینكه اگر بعد از این تاریخ علیه شاه و درباریان فعالیت نداشته باشیم از اتهامات گذشته صرف نظر نمایند. به همین دلیل سالها زندگی در انزوا داشتم تا اینكه در سالهای 1337 و 1338 همراه با عده‌ای از عاشقان خدمت به مردم، انجمن محلی ابوحامد را تشكیل و فعالیت خود را جهت عمران و آبادی شهر كرمان آغاز كردیم كه موفق به خدمات ارزنده‌ای هم شدیم كه نمونه آن تبدیل خندق بازمانده در شمال شهر كرمان فاصله بین خیابان ناصریه (باهنر) به خیابان خورشید (رجائی فعلی) كه به نام ابوحامد نام گذاری شده از سال 1341 سنگرهای خدماتی اینجانب به این شرح بوده است:.
عضویت در هیئت منصفه مطبوعات، شورای آموزش و پرورش منطقه، سازمان خدمات اجتماعی، جنبش ملی نیكوكاری كه این سازمان در ترغیب و حمایت بی حد از شادروان افضلی پور در ایجاد دانشگاه كرمان تلاشهای قابل توجهی داشت، خزانه دار جمعیت شیر و خورشید سرخ، مسئولیت اطاق اصناف كرمان كه در حال حاضر به نام مجامع امور صنفی ادامه فعالیت دارد، مسئولیت كمیته حمایت از مصرف كنندگان استان، عضویت در هیئت مدیره انجمن سواركاران، عضو هیئت مدیره انجمن مدیریت، سازمان پیش آهنگی، عضویت در هیئت مشورتی روزنامه اطلاعات كه در این هیئت در زمینه توسعه و پیشرفت امور استان، گامهای موثری برداشته شد كه به طور مرتب در روزنامه اطلاعات منعكس می‌گردید. عضویت در شوراهای بهزیستی، راه كشاورزی استان عضویت در انجمن حمایت از زندانیان كه با مسئولیت دادستان شهرستان فعالیت داشت كه در جهت تامین معاش خانواده زندانیان كوشش داشت.
به خاطر عشق و علاقه‌ای كه در جهت رفع مشكلات مردمی طی سالیانی متوالی با شركت در سازمانهای مختلف كه گوشه‌ای از آن منعكس شد و برخورد صادقانه و صمیمانه با مردم و گوش دادن به حرف دردمندانه آنها و كوشش و فعالیت بی ریا و متواضعانه در رفع مشكل و اجرای خواسته‌های مشروع قانونی و بحق آنها از سال 1349 سه دوره چهار ساله به طور متوالی از طرف مردم كرمان به نمایندگی انجمن شهرستان انتخاب شده در دوره های اول و دوم عضو هیئت رئیسه و دبیر و سخنگوی انجمن بودم و در دوره سوم به ریاست انجمن انتخاب شدم در آن زمان شهرهای زرند، راور، شهداد، گلبافت، ماهان نیز جزو شهرستان كرمان محسوب می‌شد كه در آن زمان انجام خدمات ارزنده‌ای نصیب شهرستان كرمان شد.
از آن جمله پیشنهاد و كوشش در تشكیل شركت واحد اتوبوسرانی كرمان و حومه، پیشنهاد و تلاش در رفع مشكل اراضی و منازل مسكونی و اماكن فاقد سند مالكیت و پیگیری آن تا تصویب مواد 147و 148 قانون ثبت املاك در مجلس شورای ملی كه با تصویب و اجرای آن دهها هزار نفر از مردم كرمان و چند صد نفر از مردم سراسر ایران از بلاتكلیفی در نداشتن سند مالكیت نجات یافته كه هنوز هم در رفع مشكل مردم كار ساز است.
همكاری با بنیان گذاران و احیا كنندگان جنگل زیبای قائم كه پس از سالها تلاش فضای سبز و نشاط آور كنونی برای استفاده مردم شریف كرمان آماده شد البته شخصا یكی از پایه گذاران و به ثبت دهندگان این جنگل در اداره كل ثبت به نام مردم كرمان هستم.
به علاوه از فعالیتهای اجتماعی در زمینه ورزش نیز در رشته های دوچرخه سواری، فوتبال و كشتی در نیم قرن اخیر فعال بودم و در شهریور 1330 در مسابقه دوچرخه سواری استقامت در شرایطی كه در جاده‌های خاكی و شنی آن زمان اتوبوس‌ها سه روزه فاصله بین كرمان- تهران را طی می‌كردند بنده به اتفاق مرحوم علی ایرانمنش شش روزه این مسافت را طی كردیم هم اكنون نیز مسئولیت كشتی استان كرمان را به عهده دارم.

محمد صنعتي

دیدگاه‌ها