شما اینجا هستید

تب‌های اولیه

Block title
Block content

سيد قاسم احمدي موسوي

فارسی

سید قاسم احمدی موسوی در سال 1330 در كرمان به دنیا آمد. تولد او در خانواده‌ای علاقه مند به كار ساخت و ساز بود. وی نیز در ابتدا به تبعیت از پدر و اخوی خود به ساختمان سازی مشغول شد اما این پایان كار نبود، او با تاسیس كارخانه های سنگ بری نامش را در صنعت استان جاودانه كرد.
گذر زمان باعث شده كه اداره امور را به دست فرزندان خود بسپارد و اصرار دارد كه دیگر از او گذشته و باید كار را به جوانترها سپرد اما بی شك او شكسته نفسی می‌كند اشتغال در امر ساختمان سازی موجب آشنایی و علاقه مند شدن او به مصنوعات سنگی شد، او می‌گوید: "مدتی بعد از انقلاب شغل دیگری داشتم تا اینكه بالاخره در رفسنجان سنگ بری البرز را تاسیس كردم، البته این كار با مشاركت اخوی بزرگم بود، 4 سال در رفسنجان بودم تا اینكه به كرمان آمدم و در اینجا مشغول به كار شدم."
كار و اقامت در رفسنجان برای موسوی از سخت ترین روزهای زندگی او بود چرا كه او مجبور بود فاصله كرمان- رفسنجان را هر روز طی كند و این موجب خستگی و كاهش كارایی او می‌شد. "در 4 سالی كه در رفسنجان مشغول به كار بودم هر روز صبح به رفسنجان می‌رفتم و شبها به كرمان برمی‌گشتم. صبح وقتی به محل كار خود می‌رسیدم كارگران كارخانه خواب بودند و كار را هنوز شروع نكرده بودند و شب زمانی به منزل برمی‌گشتم بچه‌ها به خواب رفته بودند. حالا وقتی به آن دوران فكر می‌كنم می‌بینم كه برای من و خانواده‌ام بسیار سخت گذشت. علاوه بر این در سرما و یخبندان زمستان، رفت و آمد در جاده بسیار مشكل و خطرناك بود. به همین دلیل به همراه خانواده به رفسنجان نقل مكان كردیم. بعد از مدتی به كرمان برگشتم و در شهر خودم كارخانه‌ای را تاسیس كردم."
اما با ظهور صنعت كاشی و سرامیك بسیاری از كارخانه های سنگبری كرمان به حالت نیمه تعطیل درآمدند. اما با این حال موسوی كارخانه خود را تقریباً موفق می‌داند: "در صنعت سنگ‌بری امروزه اكثر افراد كار خود را متوقف كرده‌اند، چون با وجود كاشی و سرامیك و كاهش تقاضا برای تولیدات سنگی این صنعت تقریباً به فراموشی سپرده شده است. "در ابتدای تاسیس كارخانه ما تقریباً 14 كارگر و 7-6 ساعت در روز اضافه كاری داشتیم، البته چند سالی است كه كارخانه مانند گذشته فعال نیست. اما به هر حال روی پای خود ایستاده است و تا حدودی فعالیت دارد. حدود سه سال است كه پیشرفت كارمان سیر نزولی داشته چون دستگاههای كارخانه تقریباً مستهلك شده‌اند و از سه سال پیش من به همراه پسرانم اقدام به تعویض و راه اندازی دستگاههای جدید با كارآیی بالاتر كرده‌ایم و بنده تقریباً كار را به فرزندانم سپرده‌ام و خودم در حاشیه مشغول ساختمان سازی هستم."
اما از دیدگاه موسوی با اینكه صنعت سنگبری نسبت به برخی مشاغل درآمد زا نیست و با ركود مواجه شده ولی او دوست دارد باز هم به این امر ادامه دهد: "اگر زمان به عقب بازگردد من به خاطر خودم كه نه، به خاطر علاقه به اشتغال زایی جوانان و نیاز جامعه باز به این كار دست می‌زنم. ما عمر خود را كرده‌ایم و وظیفه خود را انجام داده‌ایم اما جهت آموزش و ایجاد شغل برای نسل جوان باید كار كرد."
خانواده موسوی بزرگترین مشوق او برای انجام كار صنعتی بودند: "همسر و فرزندانم در همه مراحل زندگی و سختیهای كار یار و یاور من بودند و اكنون نیز پسرانم مدیریت كارخانه ها را در دست گرفته و انشاالله با یاری خدا راه من را ادامه خواهند داد."
به جوانترها چند توصیه دارد: "به جوانترها توصیه می‌كنم با مطالعه، كسب تجربه و پشتوانه مالی وارد كار صنعتی و تولید شوند چرا كه اگر با مشكلات كار تولید آشنایی نداشته باشند از همان ابتدا با مسائل فراوان و شكست مواجه خواهند شد، لازم است دوره های آموزشی را در این زمینه بگذرانند و با مشكلات كاری و اداری آشنا شوند، همچنین حتماً تحقیقاتی راجع به آینده كارشان داشته باشند."
موسوی خود را یك صنعتگر نمی‌داند و فقط شاگردی می‌پندارد كه نیاز به كسب تجربه و دانش اندوزی در زمینه های مختلف، خصوصا صنعت دارد.
وی در آخر، آینده صنعت كرمان را اینگونه عنوان می‌كند. "وجود صنایع مادر و بزرگ در استان كرمان نیاز است ولی سعی شود صنایعی كه مورد نیاز جامعه است ایجاد شوند و برای پیشرفت صنعت كشور نیاز به همكاری و پشتیبانی بیشتر دولت برای رفع نواقص موجود می‌باشد.آقای علی ابراهیمی اکنون در کرمان مدیریت شرکت کارا که در زمینه ساخت ماشین آلات فرآوری پسته، خرما، گردو و مرکبات فعالیت می‌کند را برعهده دارند. ایشان فعالیت جدی خویش را در صنعت در دوران نوجوانی و درکنار پدر آغاز کرده و خود در این باره چنین می‌گویند:"چون پدرم از جوانی مشغول به امور فنی خصوصاً حفاری چاههای عمیق و نصب پمپ و موتورهای سنگین بودند، من هم در کنار ایشان با صنعت آشنا شده و با توجه به علاقه مندی زیاد، چندین سال این همکاری ادامه پیدا کرد."
این همکاری حدود پانزده سال ادامه یافت و نظر به اینکه کارگاه پدر بنا به دلایلی تعطیل شد، فعالیت ایشان ادامه پیدا کرد: "از زمان ورود جدی و رسمی من به صنعت فرآوری پسته با توجه به نیازهای باغداران و مساعدتهای دوستان فعال در واحد تحقیقات شرکت، دستگاههای مختلفی را ساخته‌ایم از قبیل دستگاهی که با هوای گرم پسته را خشک می‌کند، یا دستگاهی که پسته‌های خندان را از دهان بسته جدا می‌کند، چند سال قبل دستگاهی به نام گوگیر ساختیم که با استفاده از نیروی اصطکاک پسته‌های کال دارای پوست که باعث کاهش مرغوبیت محصول اصلی می‌شوند را جدا می‌سازد. اخیراً طرح جدیدی از حوض تفکیک پسته ساخته‌ایم که ضمن تفکیک محصول به پوک، نیمه مغز و تمام مغز، بسیار به فرآوری بهداشتی پسته هم کمک می‌کند."
مجموعه تحت مدیریت ایشان در یکی دو سال اخیر خط کامل ضبط پسته (ضبط پسته اصطلاحاً در منطقه کرمان به عملیات تکمیلی برداشت پسته گفته می‌شود) با ظرفیت بسیار بالا به بازار عرضه کرده است. در این محصول الزامات مشتریان خارجی پسته در مورد مسائل بهداشتی که سالیان اخیر بسیار هم جدی و بحث برانگیز شده مد نظر قرار گرفته است. به نحوی که تمامی مراحل پوست کندن، شستشو و پوک گیری تا مرحله خشک کردن با دقت و ظرفیت بالا ضمن رعایت هر چه بیشتر بهداشت محصول انجام می‌شود. یکی از ویژگی‌های بارز آقای علی ابراهیمی توجه خاص به بحث تحقیق و توسعه و ایجاد فضای مناسب برای نوآوری و اعتقاد شدید به میدان دادن به نیروهای جوان و خلاق است.
وی در زمره مدیرانی است که تحقیقات را هزینه و سربار نمی‌دانند بلکه آن را سرمایه گذاری واقعی می‌شمارند. این روحیه و علاقه فطری به صنعت باعث گردیده است که شرکت کارا به صنعت پسته محدود نشود و با توجه به زمینه کاری و امکاناتش وارد صنایعی نظیر ساخت دستگاههای فرآوری خرما، مرکبات و گردو نیز گردد.
شاید بهتر باشد نظرات خودشان در این باره عیناً نقل شود:"درمورد خرما نیز تحقیقات و فعالیتهایی داشته‌ایم چون بر این عقیده بوده‌ام که خرما به صورت ابتدائی فرآوری می‌شود و ارزش افزوده‌اش از بین می‌رود، لذا پس از مشورت با تنی چند از مالکین محترم و بازدیدهایی که به همراه همکاران طراح خود از نحوه فرآوری خرما انجام دادیم، دستگاههایی را طراحی و تولید کردیم که مهمترین آنها عبارتند از: پوک گیر، دستگاه تفکیک و نیز دستگاههای تمیز کننده محصول با برس یا حوله مرطوب. همچنین دستگاهی ساخته‌ایم شبیه یک روبوت که از درخت خرما بالا می‌رود و کارگر به کمک آن می‌تواند عمل تلقیح و چیدن محصول را انجام دهد."
در ادامه صحبتها در بحث تحقیقات و نوآوری مطلبی وجود دارد که موجب آزردگی آقای ابراهیمی گردیده است: "دستگاهی که حدود چهل سال پیش توسط عموی بزرگ و پدرم نوآوری شد پسته پوست کنی بود که ظرف یک ساعت عمل پوست کندن هزار کیلو گرم پسته را انجام می‌داد. این کار قبل از آن توسط صد و پنجاه کارگر انجام می‌شد. در طول این چند سال برای تکمیل و بهبود آن زحمت های زیادی کشیده شده و هزینه‌های زیادی کرده‌ایم اما درحال حاضر شاید صدها نفر به مشابه سازی آن مشغولند. این مشکل در دوران کنونی نیز ادامه دارد. چند سال روی یک دستگاه مطالعه و هزینه می‌کنیم. آزمایشاتی با هزینه زیاد روی آن صورت می‌گیرد تا اشکالات و نواقصش رفع شود اما بلافاصله پس از عرضه آن به بازار مورد مشابه سازی قرار گرفته و حتی ثبت داده می‌شود. متاسفانه قانون هم در این مورد ضعیف عمل می‌کند بلکه عملاً حمایتی صورت نمی‌گیرد. و این یکی از بزرگترین آفات به ثمر رسیدن نوآوریهاست. البته من چون علاقه شخصی به نوآوری دارم، هیچگاه دلسرد نشده و علیرغم همه موانع و تقلیدها به کار خود ادامه داده و سعی شده است که کیفیت محصولات در حد مطلوب حفظ شود ضمن اینکه معتقدم بازار پسته و دستگاههای فرآوری آن، بالقوگی قابل توجهی دارد که بایستی روی آن مطالعه بیشتر و کار انجام گیرد."
در خلال این صحبتها نکته‌ای توجه مرا جلب کرد و آن اینکه هر چند که کپی سازی از حاصل زحمات یک مخترع، کاری ناپسند و غیر اخلاقی می‌باشد و هر چند که باعث کدورت و گاهی ممکن است موجب دلسردی مخترعین شود و اصلاً قابل توجیه و دفاع نمی‌باشد، اما می‌توان مدعی شد که این خود دلیلی واضح و غیر قابل انکار بر موفق بودن طراحان و مخترعین مربوطه است.
از آقای ابراهیمی می‌پرسم مشخصات یک صنعتگر خوب چیست چنین پاسخ می‌دهند:"صنعتگر موفق کسی است که روحیه آموزش داشته باشد، مقلد صرف نباشد، خلاقیت داشته باشد، باید توجه داشته باشد که محصولش مقرون به صرفه و دارای ارزش برای مشتری باشد نه یک شیء فانتزی، در برابر موانع و مشکلات نا امید نگردد و با اراده و پشتکار به راه خود ادامه دهد و شاید از همه اینها مهمتر اینکه وجدان کاری را فراموش نکند، ظاهر محصولی که به مشتری تحویل می‌دهد با باطن آن یکی باشد. خودم همیشه سعی کرده‌ام عملکرد و باطن دستگاههایی که می‌سازم بهتر از ظاهرشان باشد و ظاهر آنها فریب دهنده نباشد."
با توجه به اینکه آقای ابراهیمی سالیان متمادی است که نقش فعالی در صنعت استان ایفا می‌کنند نظرشان را در باب مشکلات موجود بر سر راه صنعتگران می‌پرسم: "به عقیده من یک صنعتگر مجبور است بیش از 60 تا 70 درصد وقتش را صرف کارهای غیر صنعتی بنماید. بایستی با چندین اداره و موسسه در مورد مسائل حاشیه‌ای دست و پنجه نرم کند. با بانکها درگیر است. سودهای بالای تسهیلات بانکی باعث می‌شود که تسهیلات در واقع به مشکلات صنعتگر تبدیل شود به عنوان مقایسه وامهایی که در اروپا سود 2 یا 3 درصدی دارند اینجا 14 درصد است. گردش مالی بالا و وثیقه‌های سنگین را طلب می‌کنند که اینها باعث می‌شود اصل موضوع و صنعت و نوآوری کمرنگ شود. منظور این نیست که به قول معروف میان دعوا نرخ تعیین کنیم بلکه مقصود اینست که با توجه به شرایط اجتماعی و اقتصادی کشور ما، صنایع کوچک به حمایت نیاز دارند و باید این نکته را باور کنیم که هر حمایتی که از یک صنعتگر شود، به طور مستقیم و غیرمستقیم در واقع به 300 تا 400 نفر نفع می‌رساند اما این را ذکر کنم که با همه فراز و نشیب ها تا زمانی که خدا بخواهد مشغول به فعالیت می‌باشیم و سعی می‌کنیم بر مشکلات فائق آئیم."
در مورد توقعاتی که یک فرد فعال در زمینه صنعت از دولت و مسئولین مربوطه دارد بیان می‌دارند: "دست اندرکاران مربوطه بایستی دیدگاه صنعتی و درک فنی داشته باشند، دولت بایستی به جمع نگاه کند و نه یک فرد. از مهمترین مواردی که لازم است دولت در حال حاضر بیشتر به آن توجه کند، اصلاح اشکالات قانون کار، بهبود وضعیت بیمه‌ها و خدمات تامین اجتماعی و شاید مهمتر از همه سیاست گذاری در زمینه افزایش کارآیی صنایع داخلی باشد چرا که در حال حاضر همه می‌دانیم که بازدهی میزان کار در کشور ما و بالطبع صنعت ما از نرخ پائینی برخوردار است و این در عرصه رقابت بین المللی یعنی حکم فنای صنعت ما که بایستی همه اعم از دولت و مردم برای رفع آن تلاش و همکاری نمایند. به عنوان مثال اجرای درست سیاست خصوصی سازی و سپردن کار به دست بخش خصوصی راهکار مناسبی برای کمک به رفع این معضل به نظر می‌رسد. مملکت ما امکانات بالقوه و منابع زیادی دارد اما توجه کنیم که یک شرکت مثلا به قدمت صد سال نداریم البته پرداختن به این موضوع فرصت مناسبتری می‌طلبد و جای بحثش اینجا نیست."
در پایان نظر آقای ابراهیمی را در مورد وضعیت صنعت استان جویا می‌شویم: "استان کرمان استانی هست که عمده فعالیتهای آن بر پایه کشاورزی صورت می‌گیرد اما بسیاری از لوازم و ماشین آلات مربوطه از جاهای دیگر تامین می‌شود یعنی پتانسیلهایی وجود دارد که باید از آنها به نحو احسن استفاده کرد همچنین شهرکهای وسیع و نسبتاً آماده‌ای داریم که بسیاری از کارها را می‌توان درون آنها راه اندازی کرد و گسترش داد. البته همت و تلاش همگانی دستمایه اصلی کار است."

سيد قاسم احمدي موسوي

دیدگاه‌ها